آن روز، چهار سالة گلستان عصمت وعفاف در كنار بستر مظلومة تاريخ (فاطمه زهرا) همراه اسماء بنت عميس زانوي غم را بغل گرفته و خيره خيره بر چهرة تكيدة مادر نگاه ميكرد.
ادامه مطلب
اجساد شهدا در گوشه و كنار صحنه نبرد در خاك وخون افتاده و خيمهها درحال سوختن است. بيش تر از سوختن خيمهها، دل زينب ميسوزد كه سرماية خويش را در برابر چشمان خويش بي سر و عريان مشاهده ميكند.
عمر سعد دستور داده است تا احدي از اهل بيت را نگذارند بر بالين شهدا گريه كرده و مجلس عزايي برپا نمايند.
زينب برمي خيزد و به نيابت از پرچمدار خيمهها، دور خيمهها را ميگردد و حمايت از حريم خدا مينمايد. او تمام زنان و كودكان را سفارش نموده است كه گريه بلند نكنند تا دشمن شاد گردد.
ادامه مطلب
گل هاي خوشبوي زينب؛ محمد و عون، از امام تقاضاي اذن حضور در صحنه كارزار را ميطلبند. امام مخالفت خويش را اعلام مينمايد. زينت بي تحمل عرض ميكند: «برادر! به حق مادرم، اذن ميدان به فرزندان خواهرت بده.» پسران به كمك مادر آمده و ميگويند: «يا خال! به حق امّك فاطمه الزهرا الا اذنت لنا!»
امام چهرة خواهرزادههاي خود را ميبوسد و اجازه حضور ميدهد. آن ها از شوق حضور، پياده به ميدان رهسپار ميگردند. ابن سعد آن ها را ميشناسد كه كيستند. صداي او ناشي از تعجب اوست: «عجباً للرحم!»؛ .
ادامه مطلب
اشاره رود خونی که از شهیدان کربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت که جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلک و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب کرد. در این مسیر
ادامه مطلب
فردريک جمس
درس امام حسين و هر شهيد ديگري اين است که در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت و جوددارد که تغيير ناپذيرند و هم چنين مي رساند که هرگاه کسي براي اين صفات ابدي مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاري نمايد آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.

ادامه مطلب
جستيس شاعر انگليسي به بي ادبي سپاه ستم پيشه يزيد اشاره مي کند و منظره غم انگيز آن را چنين مي نويسد:
« آن ها دهان مبارک امام را با شلاق هاي خود نواختند. اي دهاني که من بارها مهبط ملائکه و هنگام طفوليت فروهشته بر لب پيامبر ديده ام ، اي بدني که زير پاي ستوران خوار شدي . اين همان بدن پاکي است که بينندگان را مسحور مي کرد. خوني که از رگ هاي مبارکت ريخته و خشک شده ، معجوني آسماني است که تا کنون هيچ سم اسبي با چنين رنگ الهي رنگ نشده است . اي زمين برهنه و باير کربلا که در روي تو نه علفي است و نه چمني ، براي ابد آهنگ حزن و آه بر تو پوشيده باد چون که در سرزمين تو بدن پاره مقدس پسر فاطمه (ع) افتاده است که روح خويش را به خدا تقديم نمود.»

اي قوم در اين عزا بگرييد بر کشته کربلا بگرييد
دل خسته ماتم حسينيد اي خسته دلان هلا بگرييد
تا روح که متصل به جسم است از تن نشود جدا بگرييد
بر جور و جفاي آن جماعت يک دم ز سر صفا بگرييد
«سيف فرغاني »
ادامه مطلب
شهادت امام حسين و خانواده اش را فاجعه اي ذکر کرده است که هر سال در ماه محرم از طرف مسلمانان و مخصوصاً شيعيان تجديد مي گردد و به خاطر آن سوگواري برپا مي شود.
اين رفته سر به نيزه اعداء حسين توست
اين مانده بر زمين ، تن تنها، حسين توست
«صباحي بيدگلي »
ادامه مطلب
ادوارد براون مستشرق انگليسي
او در مورد مصيبت بزرگ کربلا مي گويد: «آيا قلبي پيدا مي شود که وقتي درباره کربلا سخني به گوش مي رسد، مالا مال حزن و اندوه نگردد؟ حتي غير مسلمانان هم نمي توانند پاکي روحي را که اين جنگ اسلامي در برداشت انکار کنند.»

ادامه مطلب
موريس دو کبري
مورخ اروپايي در مورد کساني که به عزاداري امام حسين پس از قرن ها خرده مي گيرند، مي گويد:
«اگر تاريخ نويسان ما حقيقت ِ روزِ عاشورا را درک مي کردند، اين عزاداري را غير عادي نمي پنداشتند. پيروان حسين (ع) به واسطه عزاداري به امام مي دانند که زبوني و پستي و زير دستي و استعمار و استثمار را نبايد قبول کنند؛ زيرا شعار امام و پيشواي آنان تن ندادن به ظلم و ستم بود. حسين در راه شرف و ناموس و مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي هاي يزيد نرفت . پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق خود قرار داده و از ظلم يزيديان ، بيگانگان خلاصي يافته و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم ، و اين است خلاصه تعاليم اسلام . ملتي که از گهواره تا گور تعليماتش چنين است ، پيداست داراي چه مقام و مرتبتي خواهد بود چنين ملتي داراي هر گونه شرف و افتخار هست چون همه سرباز حقيقت و عزت و شرافت اند».

ادامه مطلب
اين مورخ آمريکايي ، معتقد است که امام حسين مسئول بود. او پيشوايي امت اسلام را به عهده داشت و امام جامعه خويش بود . از اين رو فشارها و ناراحتي ها را تحمل نمود تا دين اسلام را از چنگال بني اميه نجات دهد.

ادامه مطلب